22 octobre 2005

Je viens d'une maison vieille et noble qui a donné en Russie à beaucoup de personnes illustres dans la politique aussi bien que dans les arts, parmi qui deux poètes du premier dix-neuvième siècle se détachent en particulier: Anna B û Nina et Vas ILy Zhuk õ Vsky, un des grands noms dans littérature russe, le fils d'Athanase Bunin et le Turc Salma.

يك اتاق، كه هنوز اتاق بچه‏ها ناميده مى‏شود. از آن، درى به اتاق آنيا باز مى‏شود. سحرگاه است، آفتاب بزودى مى‏دمد. ماه مه شروع شده و درختان آلبالو شكوفه كرده‏اند. اما هواى باغ در خنكاى صبحدم سرد است. پنجره‏ها بسته است.

    دونياشا با يك شمع و لوپاخين با كتابى در دست، وارد مى‏شوند.

لوپاخين:   پس قطار رسيده، خدا را شكر. ساعت چند است؟

دونياشا:   تقريباً دو است )شمع را خاموش مى‏كند(. هوا ديگر روشن شده.

لوپاخين:   قطار چقدر تأخير داشته؟ دست كم دو ساعت. )دهن‏دره مى‏كند و كش‏وقوس    مى‏آيد(. عجب آدمى هستم! اصلاً براى اين كه از آنها در ايستگاه استقبال كنم    به اينجا آمده‏ام و آنوقت روى صندلى نشسته‏ام و چرتم برده. شرم‏آور است!    تو چرا مرا بيدار نكردى؟

Posté par Hireader à 01:41 - Commentaires [0] - Permalien [#]


Commentaires sur Je viens d'une maison vieille et noble qui a

Nouveau commentaire